تبليغاتX
نگارش ذهن

+ اسباب کشی به "دو خط"

     به نظر شما کار سختیه که آدم توی چندین جا مطلب بنویسه؟ دیگه دارم کم میارم از تایپ کردن که ساده ترینشه بگیر تا سر هم کردن چرت و پرت بخصوص که وسواس هم داشته باشی دیگه هیچ. به همین خاطر از این به بعد بیشتر توی وبلاگ "دو خط" که با همکاری رضا  می گرده مطلب می نویسم. این وبلاگ با اهداف والاتری نسبت به نگارش ذهن راه اندازی شده پس اولویت داره. اگه وقت شد یا مطلبی توی "دو خط" نگنجید نگارش ذهن رو هم ادامه میدم.


عمومی |

+ پرزیدنت محمود و هاله نور

     این بابا اساسا ...خل در سطح بین المللیه. آدم باید خیلی ساده و احمق باشه که این حرفا رو قبول کنه. اگر این حرف رو از یه راننده تاکسی می شنیدیم می گفتیم بی سواده٬ حالیش نیست چی میگه٬ اما شنیدنش از زبان رییس جمهوری که ادعای دانشگاهی بودن و داشتن دکترا داره خیــــــلی جالب می باشد. از اون جالبتر مخاطب این چرت و پرتهاست که اگه من جای جوادی عاملی بودم از خنده روده بر می شدم. اخه پیش قاضی و ملق بازی؟ برو واسه همون جوجه بسیجیا اینا رو تعریف کن که هم خر کیف بشن هم باورشون بشه. در هر صورت این سخنان نشان دهنده سطح پایین تفکر رییس جمهور و نوع جدیدی نشر خرافات بر پایه عقاید دینی است.


سیاسی |

+ افسانه آفرینش یونان باستان 2

     اورانوس با خدای شب نزد زمین (گایا) می رود و چون مشتاق بود زمین را در آغوش می گیرد. کرونوس پدر را اخته میکند و اندام بریده شده را به دریا می افکند. از قطره های خون که بر زمین پاشیده شد ارینوس ها (Erinyes الاهگان انتقام) بوجود می آیند و از کفی که گرد اندام بریده شده در آب درست شد آفرودیته (Aphrodite الاهه عشق) برخاست.
     به این ترتیب تیتانها به کوه اولمپ (جایگاه خدایان) دست یافته پدر (اورانوس خدای آسمان) را خلع و کرونوس را به جای او می نشانند. کرونوس با خواهر خود رئا (Rhea) ازدواج می کند و چون پدر و مادرش پیشگویی کرده بودند که توسط یکی از فرزندانش سرنگون خواهد شد٬ تمام فرزندان خود را بلعید و فقط زئوس (Zeus) که در نهان زاده شده بود زنده ماند و در جوانی کرونوس را خلع کرده و بر آن می دارد که فرزندان خود را از شکم بیرون آورد و تیتانها را به زیر زمین باز می فرستد.
     پروتمه (Perotemus انسان نخستین) آتش را از خدایان می دزد و برای انسانها می برد. زئوس خشمگین شده دستور ساخت نخستین زن (پاندورا) را میدهد. زئوس به پسرش هنایستوس دستور می دهد بیدرنگ خاک را با آب در آمیزد و آواز و نیروی مرد را بر آن بیافزاید و به او چهره ای زیبا مانند الاهگان بدهد و آتنه (Atena دختر زئوس) به او بافندگی بیاموزد. آفرودیته را فرمود که گرداگرد سر او لطف و شهوت و علایق تباهی آور بپراکند. به هرمس پیام رسان (Hermes پسر زئوس و مایا) امر کرد که ذهنی چون ذهن سگ به او بدهد و در او خدعه بیافریند. همه فرمان بردند .... پیک خدایان آوازی نافذ در نهاد او نهاد و او را پاندورا (همه هدایا) نام داد زیرا همه ساکنان اولمپ هدیه ای به او داده بودند تا بخوبی بتواند مردان پر تدبیر را بیازارد.
     زئوس پاندورا را به عنوان هدیه برای پروتمه می فرستد که پروتمه او را رد می کند زیرا از خصومت زئوس با خود خبر داشت ولی اپیمتوءس (Epimteus برادر پروتمه) مجذوب زیبایی پاندورا شده و با وجودی که برادرش پروتمه گفته بود هیچ هدیه ای از خدایان قبول نکند٬ پاندورا را می پذیرد و همسر خود می کند. پاندورا جعبه ای که پروتمه نزد اپیمتوءس گذاشته و سفارش کرده بود که در آن را نگشاید٬ از روی کنجکاوی باز میکند و بلاهای بسیار از درون جعبه بر زمین نازل می شود و فقط امید در ته جعبه باقی می ماند که تسلای انسان باشد.

هسیودوس - تبارنامه تئوگونیا (Theogonya)


تاریخی |

+ افسانه آفرینش یونان باستان 1

     در آغاز هیچ چیز نبود مگر خائوس (Chaos خدای بی نظمی) که مانند ماده ای بی نظم بزرگ و سیلابی سترگ و تاریکی ژرف می نمود. سپس گایا (Gaea خدای زمین)، تارتاروس (Tartarus خدای دنیای زیر زمین)، اروس (Erus خدای عشق و زیباترین خدایان) و اربوس (Erebus خدای تاریکی و شب) از خائوس زاده شدند. از پیوستن اربوس و شب، آسمان روشن و روز پدید آمد. اورانوس (Uranus خدای آسمان و کوهها) از گایا زاده شد و از آمیزش گایا و اورانوس (آسمان و زمین)، اوکئانوس (Oceanus خدای دریا)، 12 تیتان (Titan غول)، 3 سیکلوپ (Cyclope غول یک چشم) و 3 هکاتونخیر (Hecatonchir) زاده شدند.
     تیتانها که مورد مهر اورانوس قرار نگرفته بودند به دنیای زیر زمین افکنده شدند. زمین که ناراضی بود به تیتانها پیشنهاد قتل اورانوس (پدر) را می دهد و کرونوس (Cronus زمان) این کار را بر عهده می گیرد، گایا او را در جایی پنهان کرده و داس دندانه داری را به او می دهد و روش کار را نیز به او می آموزد.
اورانوس با خدای شب نزد زمین (گایا) می رود و چون مشتاق بود زمین را در آغوش می گیرد.

پایان قسمت اول


تاریخی |

+ آبء خاکء آفرینشء انسان

     انگاره آفرینش انسان از خاک یا گل از اندیشه های کهن در شرق است و در افسانه های آریایی٬ سامی٬ بابلی٬ مصری و یونانی مشاهده می شود. در بیشتر این افسانه ها انسان از خاک یا خاک آغسته به خون خدایان آفریده شده. این باور شاید بدلیل آنکه خاک در دوران کشاورزی انسانهای نخستین جایگاه زایش خوراک انسان و حیوان بوده و اینکه از گل شکل پذیر به آسانی بتها و خدایان و ظرفهای سفالی به شکلهای گوناگون ساخته شدند بوجود آمده است. (دکتر مانوئل بربریان٬ جستاری در پیشینه دانش کیهان و زمین در ایران ویچ)

     در زیر لیستی از اقوام٬ سرزمینها و دینهایی که این انگاره در آن دیده شده را از منبع ذکر شده استخراج کردم:

  • مصر : خنون آدمیان را از گل آفرید.
  • آکد - بابل : مردوک (خدای خدایان و پسر اِآ Ea) پس از آفرینش آسمان و زمین٬ با خمیر کردن خاک با خون کینگو (از خدایان آکدی - بابلی)٬ انسان را از گل حاصل ساخت.
  • ایرانی آریایی و زرتشت : تخمه (نطفه) کیومرث (نخستین انسان که در ششمین دوره آفرینش آفریده شد و پس از سی سال با هجوم اهریمن نابود گشت)٬ پس از پالایش در خورشید به خاک سپرده شد.
  • تورات : انسان از آب و خاک زمین آفریده شده. (گل در زبان عبری = آدمه و نام آدم از آن می آید)
  • یونان : پاندورا نخستین زن جهان به فرمان زئوس (پدر خدایان یونان و صاحب شلاق آذرخش) از گل آفریده می شود. [این افسانه خیلی جالبه و موضوع پست بعدی]
  • سرخ پوستان آمریکایی : از گل
  • قرآن : از خاک٬ گل خشت٬ گل سیاه بو گرفته
  • سیاه پوستان بوروبا (شمال غرب نیجریه) : جفت نخستین از گل به وسیله خدای اوباتالا ساخته شدند.
  • جزایر اقیانوس آرام : خداوند انسان را از خاک و یا از پیکر کشیده شده بر روی زمین که با خون آبیاری شده است بوجود آورد.
  • قبیله کیچه (Quiche در آمریکای میانه باستان) : از گل و بعد از چوب

من که شگفت زده شدم شما ؟ 


تاریخی |

+ توازن

     مدتها بود می خواستم در مورد کتاب ۱۹۸۴ نوشته جرج اُرول مطلبی بنویسم ولی به خودم اجازه نمی دادم. این کتاب روی من خیلی تاثیر گذاشت و این تاثیر رابطه مستقیمی در ترس از شرایط توصیف شده در این رمان دارد. این داستان هشداری به جوامع بشری به شمار میره و مردم رو از عواقب بی توجهی به مسایل اجتماعی-سیاسی مطلع می کنه. این داستان نگاهی به آینده در قالب یک جامعه کمونیستی نوشته شده که آن هم ناشی از فضای موجود و ترس از کمونیسم در غرب است. هر کس خود می تواند با استفاده از تخیل خود قالب داستان را عوض کند مثلا قالب جمهوری اسلامی را جایگزین کند و خواهد دید که زیاد هم از شرایطی که در داستان ذکر شده دور نیستیم. مطالعه این کتاب رو به همه توصیه می کنم.
     امشب در برنامه ۱۰۰ فیلم (شبکه سوم) فیلم توازن بررسی و پخش شد این فیلم شباهت زیادی با داستان ۱۹۸۴ داشت و به نوعی همان داستان را به نوعی دیگر بیان می کرد. سرکوب احساسات و در واقع پلیس افکار در داستان بخوبی به نمایش گذاشته شد. پس از خواندن کتاب دیدن این فیلم را نیز توصیه می کنم.


شخصی |

+ بهرامِ اهورا آفریده را می ستاییم

     بهرام (مریخ) در ساعات ابتدایی روز یکشنبه ۸ آبان از فاصله ۴/۶۹ میلیون کیلومتری زمین عبور کرد و حالا در حال دور شدن از زمین است با این حال در همین هفته همچنان پس غروب خورشید در افق شرق قابل مشاهده هست. این سیاره تا ۱۳ سال دیگر به این اندازه به زمین نزدیک نخواهد شد. مریخ پیش از در ۲۷ اوت ۲۰۰۳ به ۶/۵۵ میلیون کیلومتری زمین رسید که تا ۶۰ سال پیش از آن تا این اندازه به زمین نزدیک نشده بود.
     بهرام از دوران کهن (حدود ۴۰۰۰ سال پیش) مورد توجه ایرانیان باستان بوده. در یَشت ها (فسمتی از اوستا) در بخشی با نام بهرام یشت مورد ستایش قرار گرفته : "بهرام اهورا آفریده را می ستاییم". در بهرام یشت٬ بهرام ایزد نیرو و پیروزی معرفی می شود ("ایزد بهرام نیروی بازو به زرتشت می بخشد" «بهرام یشت ۲۹») و با ایزدان پیروزمند دیگر مانند مهر و تیشتر (تیر) همراه است.

     متن زیر بر گرفته از کتاب جستاری در پیشینه دانش کیهان و زمین در ایران وٍیچ نوشته دکتر مانوئل بربریان است.
     بهرام (در اوستا ورثرغنه Verethraghnah و در پهلوی ورهرام Varahram به معنی دشمن کش پیروزمند) ایزد پیروزی و رزم٬ یار و یاور ایزدان و مهر و رشن و قوت قلب سرداران و دلاوران در جنگها و سختیها٬ یکی از بزرگترین ایزدان ایران باستان است. در بهرام یشت وی نیرومندترین٬ پیروزمندترین٬ مسلح ترین٬ فرهمندترین٬ نیکترین٬ درمان بخش ترین و سودمند ترین است. ایرانیان ستاره مریخ (مارس : خدای جنگ روم باستان) را با نام بهرام می شناختند و به آن نسبت خونریزی٬ ستیزه گری٬ چالاکی و جنگ آوری می داده اند. نگاهبانی روز بیستم هر ماه به بهرام سپرده شده است. نیایش و نذر برای ایزد بهرام٬ پادشاهان و سپهسالاران را به پیروزی می رساند و برای او آتشگاه های ویژه ای بر پا می شد.


عمومی |

+ خدا اکبر گنجی رو نجات بده.

     امروز مصاحبه همسر گنجی رو با روز آنلاین خوندم و خیلی منقلب شدم. اصلا حالش خوب نیست بهتره خودتون کامل بخونید.

آخه یکی نیست بگه اینه مردم سالاری دینی٬ اینه حقوق بشر٬ اینه اسلام؟
یکی نیست بگه آقا این یه آدمه که دارین این بلاها رو سرش میارین.


سیاسی |

+ Hero of The Day

حتما فیلم شجاع دل رو دیدید. امروز که از خواب بیدار شدم نمی دونم چی شد که یک دفعه یاد این فیلم افتادم بعد از مرور چند تا از صحنه های خفن فیلم ناخودآگاه یاد مردی افتادم که جانش رو کف دستش گذاشته٬ از آزادی و عدالت دفاع کرده٬ زخم خورده و مورد بی اعتنایی قرار گرفته٬ دگر اندیشی که افکار سازندش رو مثل خیلیهای دیگه تو سرش نگه نداشت. امیدوارم توی زندان کسانی باشند که هواشو داشته باشن اگر چه توی قرنطینه بهداشتی درمانی معلوم نیست چه بلایی سرش میارن.

خدا اکبر گنجی رو حفظ کنه.


شخصی |

+ مهرورزی از نوع سوم

 خبرگزاري فارس: در حاشيه نمايشگاه بين‌المللي قرآن كريم خبرنگاران رسانه‌ها و صدا و سيما مورد ضرب و شتم تيم حفاظت رياست جمهوري قرار گرفتند. ادامه خبر ...

به نظر من به اندازه تمام آدامای دنیا راه برای رسیدن به مهرورزی هست.
مثلا یک راهش اینه که به هر کس که می خواهید مهر بورزید بدهید تا می خوره کتکش بزنند و بهش فحاشی کنند (مثلا محافظان شخصی برای این کار مناسب هستند). این کار نه تنها نفرت به وجود نمی آورد بلکه به دلیل نیت پاک مهرورز احساس مهرورزی متقابل در فرد ایجاد می کند. البته باید بعد از انجام مهرورزی٬ روابط عمومی دفترتان به این عمل به ظاهر ناخوشایند اعتراض کند٬ که افراد کوتاه فکر که فهم این نوع از مهرورزی برایشان مشکل است به مهرورز خرده نگیرند.


سیاسی |



Powered by the Nexus theme for Wordpress.